مجموعه «مهمونی» به کارگردانی ایرج طهماسب در فصل نخست با شخصیتهای جدید توانست مخاطبان خودش را به دست بیاورد، اگر چه در این مجموعه خبری از کلاهقرمزی و پسرخاله و دیگر عروسکهای تلویزیونی نبود، ولی عروسکهای جدید دوباره توانستند دنیای جدیدی برای مخاطب خلق کنند، اما نکته مهم و حائز اهمیت در مجموعه مهمونی در تعلیق ماندنِ سن مخاطب است.
اساساً مشخص نیست این مجموعه برای چه سنی ساخته شده است. طهماسب برای هیجانانگیز کردن روند داستانی مجموعهاش با خیال راحت از خط قرمزهایی که در تلویزیون نمیتوانست از آنها عبور کند گذر کرده است، با این ذهنیت که عبور از ممیزی کیفیت آثار او را افزایش میدهد، اما حالا احتمالاً متوجه خواهد شد که ممیزی میتواند آثار او را اخلاقیتر و فرهنگیتر کند، بدون اینکه به کیفیت خللی وارد شود. رده سنی مجموعه مهمونی بالای ۱۲ سال است، اما دیالوگهایی که میان عروسکها با میهمان برنامه ردوبدل میشود، دچار ابتذالی است که نمیشود آن را هضم کرد.
رده سنی این مجموعه قطعاً باید برای بزرگسال باشد، اما حتی برای بزرگسالان هم نمیتواند جذابیت خاصی به همراه داشته باشد. از طرفی سن ۱۲ سال چه برای دختر و پسر سنین بسیار مهم در شکلگیری شخصیت است، به همین دلیل مهمونی میتواند تخریبکننده تربیت بچههای ۱۲ سال به بالا باشد و چه بسا حتی بچههای زیر این سن هم با هر روشی این سریال را میبینند، حتی در سری اول هم عروسک بچه به دلیل لحن پرخاشگرانهاش به عنوان یک کودک کار نمیتوانست قابل هضم باشد.
با اینکه در میان مخاطبان این مجموعه عروسک بچه و پشه محبوبتر از دیگر شخصیتهای این مجموعه بود، اما حضور این دو به خصوص بچه احساس میشود به نوعی ابتذال در مسیر آثار طهماسب ایجاد کرده است. سعی او همیشه بر این بوده است که سریالها یا فیلمهایی که میسازد، نکات آموزشی برای بچهها داشته باشد، اما در مجموعه مهمونی به هیچ وجه نمیتوانیم گوشهای از خلاقیت گذشته طهماسب و تیم نویسندهاش را ببینیم. حضور عروسک دختربچه به کلیت اثر آسیب رسانده و ابتذال در پرداخت قصه را افزایش داده است، چرا طهماسب فکر کرده با ورود چنین شخصیتی و عاشق شدن یک بچه و دیالوگهایی که ردوبدل میشود، میتواند به جذابیت اثرش اضافه کند؟
دیالوگهای عاشقانه و احساسی این دو چه کارکردی میتواند داشته باشد جز تخریب عوالم کودکانه و بلوغ زودرس!
پخش مهمونی و دیالوگهای عشقولانه شاید این بار برای بزرگسالان جذابیت داشته باشد، اما از سوی دیگر آسیب روانی به کودکان وارد میشود.
زمانی که یک سریال به دلیل منفعت در رشد مخاطب دست به آسیب فرهنگ ایرانی بزند، نمیشود از آن انتظار زیادی داشت، طهماسب حالا که در پلتفرم این مجموعه را میسازد، به راحتی از خط قرمزهای خانوادهها تخطی کرده و با دیالوگهای دوپهلوی زشتِ کوچه خیابانی پسرفتی عمیق در آثارش داشته است.